نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۰/۷۰۰ مورخ ۱۴۰۰/۰۸/۱۱

۷/۱۴۰۰/۷۰۰ · ۷۰۰-۱۶۸-۱۴۰۰ک · ۱۴۰۰/۰۸/۱۱

پرسش

ماده۴۷۷ ،قانون آیین دادرسی کیفری، در صورت پذیرش و تجویز اعاده دادرسی از سوی رییس قوه قضاییه پرونده به شعب خاصی از دیوان عالی کشور ارجاع می شود تا رای قطعی قبلی را نقض کند و با رسیدگی مجدد اعم از شکلی و ماهوی، رای مقتضی صادر نماید. ماده۱۰ دستورالعمل اجرای ماده۴۷۷ به شماره ۹۰۰۰/۱۳۵۹۵۴/۱۰۰ مورخه۱۳۹۸/۹/۹ رییس قوه قضاییه نیز با تاکید بر حکم مقرر در ماده مرقوم، رسیدگی اعم از شکلی و ماهوی را به همان شعبه مرجوع الیه محول نموده است. با توجه به مراتب پیش گفته، برخی دادگاه های بدوی تصور می نمایند تمامی اقدامات قضایی در رس یدگی به پرونده های یادشده می بایست توسط همان شعبه ک ه در واقع شعبه خاص نامیده می شود صورت پذیرد؛ هر چند که به موجب مقررات عمومی، دادگاه بدوی به عنوان مرجع تالی مکلف به تبعیت از مرجع عالی )شعبه دیوان عالی کشور( است، لکن این مهم را در خصوص رسیدگی به پرونده ه ای اعمال ماده۴۷۷ ساری و جاری نمی دانند و در صورت ارسال پرونده از سوی شعب دیوان به شعب بدوی در راستای تکمیل نواقص پرونده از حیث تحقیقات و سایر اقدامات قضایی ایراد می نمایند و معتقد ب ه لزوم انجام اقدامات مذکور از سوی همان شعبه می باشند. آیا ارسال پرونده از شعبه دیوان عالی به شعب بدوی برای انجام تحقیقات قضایی مذکور موجه است؟ آیا شعبه بدوی باید از نظر شعب خاص دیوان برای رسیدگی به ماده ۴۷۷ تبعیت کند و اقدامات قضایی خواسته شده را انجام دهد یا این که با توجه به تاکید قانونگذار مبنی بر انجام تمامی اقدامات شکلی و ماهوی از سوی شعب دیوان، باید پرونده را به همان شعبه اعاده نمایند؟

پاسخ

مطابق تبصره یک ماده۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ ، آرای قطعی مراجع قضایی )اعم از حقوقی و کیفری( شامل احکام و قرارهای دیوان عالی کشور، سازمان قضایی نیروهای مسلح، دادگاه های تجدی د نظر و بدوی، دادسراها و شوراهای حل اختلاف میتواند مورد تجویز اعاده دادرسی از سوی رییس قوه قضاییه قرار گیرد و تعیین شعب خاصی در دیوان عالی کشور برای رسیدگی به مواردی که به لحاظ تشخیص خلاف شرع بین بودن، مورد تجویز اعاده دادرسی قرار گرفته است، به معنای ناد یده انگاشتن و نفی قواعد و اصول عام حاکم بر رسیدگی های قضایی و صلاحیت مراجع قضایی نمی باشد و لذا تجویز رسیدگی شعب خاص یاد شده به صور ت ماهیتی و شکلی، صرفا ناظر به مواردی است که به موجب قانون، رسیدگی های مزبور با مصرحات قانونی و نظام حاکم بر دادرسی و اصول و قواعد آمره آن معارض نباشد و باید در چارچوب قواعد آمره دادرسی و رعایت حقوق تضمین (شده اصحاب دعوی صورت پذیرد؛ بنابراین چنانچه قرار نهایی دادسرا )نظیر منع تعقیب و موقوفی تعقیب خلاف شرع بین تشخیص داده شود، صرف نظر از مشکلات عملی موجود نظیر بعد مسافت، حجم امور محوله و توجه به شوون و جایگاه شعب دیوان عالی کشور، به لحاظ این که مطابق ضوابط قانونی، موضوع علی القاع ده نیازمند انجام تحقیقات مقدماتی در دادسرا و در صورت طرح در دادگاه با صدور کیفرخواست می باشد، امکان رسیدگی ماهیتی دیوان پس از نقض قرار یادشده، ممکن نیست و اساسا به نظر نمی رسد مقنن با وضع ماده۴۷۷ قانون صدر الذکر، انتفاء یا نقض قواعد عام دادرسی نظیر لزوم رسیدگی دو مرحله ای به ماهیت دعاوی یا لزوم طی مراحل دادرسی کیفری )اعم از تحقیقات مقدماتی و رسیدگی در دادگاه بدوی و تجدید نظر( را مد نظر داشته است؛ بلکه ذکر عبارت»رای قطعی صادر نماید «در این ماده، بر لازم الاتباع و لازم الاجرا بودن تصمیم شعب خاص دیوان عالی کشور )صرف نظر از شکلی یا ماهیتی بودن آن( برای مراجع ذی (ربط )از جمله مراجع قضایی تالی دلالت دارد؛ بنابراین، جز در مواردی که به لحاظ سبق رسیدگی ماهیتی، امک ان ورود ماهیتی شعب خاص دیوان و صدور رای وجود دارد، در دیگر موارد، در صورت نقض قرار دادسرا و دادگاه از سوی شعبه خاص دیوان عالی کشور، رسیدگی ماهیتی مطابق موازین قانونی به عهده مراجع ذی ربط تالی خواهد بود. در فرض سوال نیز، اگر سابقه رسیدگی ماهیتی وجود داشته ب اشد، برابر ماده۴۷۷ قانون پیش گفته و ماده۱۰ دستورالعمل اجرایی ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۷/۹/۱۳۹۸ رییس قوه قضاییه، پس از تجویز اعاده دادرسی از سوی رییس قوه قضاییه و ارجاع پرونده به شعب خاص دیوان عالی کشور، شعبه دیوان مبنیا بر خلاف شرع بین اعلا م شده، رای قطعی قبلی را نقض و راسا رسیدگی مجدد اعم از شکلی و ماهوی به عمل آورده و رای مقتضی صادر می کند و در صورت وجود نقص تحقیقات در پرونده، شعبه دیوان عالی کشور باید راسا یا از طریق نیابت قضایی جهت رفع نقص اقدام کند. به عبارت دیگر، در راستای اعمال ماد ه مذکور، صدور قرار رفع نقص از سوی شعبه دیوان عالی کشور و ارسال پرونده به شعبه صادرکننده رای جهت رفع نقص نیز پیش.بینی نشده است

مواد قانونی مرتبط

۲ مورد
نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۰/۷۰۰ مورخ ۱۴۰۰/۰۸/۱۱ | لاولکس