آرای قضایی مرتبط با ماده 19
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 — ۱۳ مورد
در صورتی که مستاجر محل کسب یا پیشه یا تجارت به موجب اجارهنامه، حق انتقال به غیر داشته باشد میتواند برای همان شغل یا مشابه آن منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری انتقال دهد. هرگاه در اجارهنامه حق انتقال به غیر سلب شده یا اجارهنامه ای در بین نبوده و مالک راضی به انتقال به غیر نباشد باید در مقابل تخلیه مورد اجاره، حق کسب یا پیشه یا تجارت مستاجر را بپردازد والا مستاجر میتواند برای تنظیم سند انتقال به دادگاه مراجعه کند، در این صورت دادگاه حکم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به غیر و تنظیم سند انتقال در دفترخانه تنظیمکننده سند اجارهنامه سابق یا دفترخانه نزدیک ملک (اگر اجارهنامه رسمی در بین نباشد) صادر و رونوشت آن را به دفترخانه مربوط ارسال مینماید و مراتب را به موجر نیز اعلام خواهد نمود، مستاجر جدید از هر حیث نسبت به تمام شریط اجاره قایممقام مستاجر سابق خواهد بود. هرگاه ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی منافع مورد اجاره با سند رسمی به مستاجر جدید انتقال داده نشود حکم مزبور ملغیالاثر خواهد بود.
تبصره 1- در صورتی که مستاجر بدون رعایت مقررات این ماده مورد اجاره را به دیگری واگذار نماید موجر حق درخواست تخلیه را خواهد داشت و حکم تخلیه علیه متصرف یا مستاجر اجرا خواهد شد. و در این مورد مستاجر یا متصرف حسب مورد استحقاق دریافت نصف حق کسب یا پیشه یا تجارت را خواهد داشت.
تبصره 2- حق کسب یا پیشه یا تجارت به مستاجر همان محل اختصاص دارد و انتقال آن به مستاجر جدید فقط با تنظیم سند رسمی معتبر خواهد بود.
- درخواست فسخ قرارداد اجاره به دلیل انتقال آن به غیردر صورتی که مستاجر حق انتقال به غیر را نداشته باشد، در فرض انتقال مورد اجاره و صلح رسمی سرقفلی به موجب رای داوری حتی اگر اجراییه آن توسط دادگاه صادر شده باشد، دعوی موجر با خواسته فسخ قرارداد اجاره به دلیل انتقال به غیر قابل پذیرش است؛ زیرا انتقال به طریق مذکور قراردادی بوده و انتقال قضایی محسوب نمی شود.
- ارجاع به کارشناسی توسط واحد اجرای احکامواگذاری و محول کردن ارجاع موضوع به کارشناسی جهت تعیین حق کسب و پیشه و تجارت به واحد اجرای احکام موجب تضییع حقوق خواهان نمی شود.
- مطالبه حق سرقفلی علاوه بر حق کسب و پیشه و تجارتسرقفلی پرداختی توسط مستاجر، در میزان حق کسب و پیشه و تجارت تاثیر گذار است؛ بنابراین اگر مستاجر محکوم به تخلیه در قبال دریافت نصف حق کسب و پیشه شود، سرقفلی مزبور قابلیت مطالبه جداگانه(علاوه بر حق کسب وپیشه) ندارد زیرا موضوع، مشمول اعتبار امر قضاوتشده است.
- قایم مقامی مالک جدید در تخلیه عین مستاجرهدر اجاره های مشمول قانون روابط موجر و مستاجر 1356، دعوی تخلیه عین مستاجره توسط مالک جدید ملک، در فرضی که انتقال به غیر توسط مستاجر در زمان مالکیت مالک قبلی صورت گرفته و خریدار نیز با اطلاع از این وضعیت ملک را خریداری کرده است؛ پذیرفته نمی شود.
- دعوای ابطال وکالت نامه رسمی به علت عدم امضای ثبت دفتربا توجه به اینکه در صورت عدم امضا ثبت دفتر توسط موکل، وکالت نامه تنظیمی، باطل و بلااثر است و اعلام بطلان مجدد آن تحصیل حاصل خواهد بود، بنابراین دعوای ابطال آن، محکوم به بطلان است. عنوان: شرط صحت انتقال منافع عین مستاجره پیام: در اجاره های مشمول قانون روابط موجر و مستاجر 1356، تنظیم سند رسمی، شرط صحت انتقال منافع عین مستاجره است؛ بنابراین درصورت تنطیم سند عادی انتقال، دعوای الزام به تنظیم سند رسمی رد می شود. عنوان: بیع سرقفلی (کسب و پیشه و تجارت) پیام: با توجه به اینکه موضوع عقد بیع باید عین باشد و حق سرقفلی(کسب و پیشه و تجارت) فعلیت نداشته و صرفا در مورد تخلیه عین مستاجره آن، هم بدون تخلفات قانونی برای مستاجر فعلیت و قطعیت می یابد، نمی تواند موضوع معاوضه واقع گردد بلکه صرفا در قلمرو انتقال منافع مورد اجاره و منحصرا با سند رسمی قابل انتقال است.
- مفهوم انتقال به غیر در عین مستاجرهمفهوم انتقال به غیر این است که عین مستاجره عملا از تصرف و اختیار مستاجر سابق خارج و در تصرف شخص ثالث قرار گیرد.
- درخواست تخلیه عین مستاجره به دلیل انتقال به غیرچنانچه مستاجر به علت کهولت سن قادر به اداره شخصی محل نباشد و با گماردن کارگر به فعالیت ادامه دهد مشمول تخلف از مقررات اجاره (انتقال به غیر بدون اذن موجر) نخواهد بود.
- نحوه اقامه دعوای تخلیه به دلیل انتقال به غیردعوای تخلیه عین مستاجره به دلیل انتقال مورد اجاره به غیر، می بایست توامان به طرفیت مستاجر و منتقل الیه عقد اجاره اقامه شود.
- تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلیاز نظر اصطلاحی بین "حق کسب، پیشه و تجارت" و "سرقفلی" تفاوت آشکار وجود دارد و حق کسب، پیشه و تجارت در اثر اقدامات مستاجر در محل کسب «مانند دقت و تعهد کاری و رفتار صحیح و شایسته با مشتریان یا ارایه کالای فاقد عیب و با قیمت مناسب و نظم در کار»; به وجود می آید اما سرقفلی غالبا وجهی است که موجر در ابتدای اجاره از مستاجر اخذ می نماید.
- شرط پرداخت خسارت تاخیر تادیهالزام به پرداخت خسارت تاخیر تادیه شامل مواردی که میزان دین از قبل مشخص نیست و با ارجاع امر به کارشناسی مشخص می گردد، نمی شود.
- خواندگان دعوای تخلیه به لحاظ انتقال به غیردر دعوای تخلیه به لحاظ انتقال به غیر باید مستاجر و منتقل الیه هر دو طرف دعوا قرار گیرند.
- اخذ اجاره بها از مستاجر جدید پس از انتقال اجاره به غیرعدم اقدام موجر به تخلیه پس از انتقال به غیر توسط مستاجر و اخذ اجاره بها طی سال ها از مستاجر جدید، گویای رضایت عملی موجر به تصرفات مستاجر جدید درعین مستاجره است و لذا طرح دعوی تخلیه به علت انتقال به غیر با اقدام عملی موجر در تضاد بوده و دعوی وی محکوم به بطلان است.
- اثر بازداشت ملک بر دعوی الزام به تنظیم سند اجاره و انتقال سرقفلیچنانچه ملک موضوع دادخواست توسط دیگری بازداشت شده باشد، از آنجا که بازداشت اعم از عرصه و اعیان و منافع متصور تلقی می گردد، تا قبل از رفع بازداشت دعوی الزام به تنظیم سند اجاره و انتقال رسمی سرقفلی به مستاجر ملک قابل استماع نیست.