در موارد زیر موجر میتواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر مینماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد.
1- در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجارهنامه و یا در موردی که اجارهنامهای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزیا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحتالکفاله قانونی خود قرار داده باشد.
2- در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون اینکه طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجارهنامه تنظیم شده باشد.
3- در صورتی که در اجارهنامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به اینکه خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمیشود.
4- در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد.
5- هرگاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد.
6- در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجارهنامه قید شده استفاده گردد.
7- در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هرگاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییردهد مگر اینکه شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد.
8- در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد.
9- در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مالالاجاره یا اجرتالمثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیمکننده سند اجاره یا اظهارنامه (در موردی که اجارهنامه عادی بوده یا اجارهنامهای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجارهنامه رسمیباشد موجر میتواند از دفترخانه یا اجری ثبت صدور اجراییه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هرگاه پس از صدور اجراییه مستاجر اجارهبهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف میکند ولی موجر میتواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هرگاه اجارهنامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر میتواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هرگاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجارهبهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمیشود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت میگردد، ولی هر مستاجر فقط یک بار میتواند از این ارفاق استفاده کند، حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است.
تبصره 1- در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر میتواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را نماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است.
تبصره 2- در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود.
تبصره 3- در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دایر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظیف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار میدهد.
تبصره 4- در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.
ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 › فصل چهارم - موارد فسخ اجاره و تخلیه عین مستاجره
آرای قضایی مرتبط
۳۲ مورد- طرح دعوای تخلیه به طرفیت مدیرعامل شرکتچنانچه رابطه استیجاری میان خواهان و شرکت خوانده به عنوان مستاجر برقرار باشد، دعوی تخلیه به مدیرعامل شرکت خوانده که دارای رابطه قراردادی با خواهان نیست، توجهی نداشته و با قرار رد دعوی مواجه می شود. عنوان: طرح همزمان دعوای تخلیه به دلیل انتقال به غیر و تغییر شغل پیام: طرح توامان دعوی تخلیه به دلیل انتقال به غیر و تغییر شغل وجاهت قانونی ندارد؛ زیرا چنانچه مستاجر عین مستاجره را به غیر انتقال داده باشد دیگر نمی تواند تغییر شغل دهد و عین مستاجره از ید وی خارج گردیده است و طرح همزمان این دو دعوی به منزله تایید و تنفیذ ضمنی انتقال به غیر و تغییر شغل است.
- حق کسب و پیشه و تجارت در درمانگاه و مطب پزشکیدرمانگاه از حیث کیفیت و کمیت مکانی و عرضه خدمات، به کلی متفاوت از مطب پزشکی است و حتی از جهت چگونگی انتخاب محل و تاسیس نیز با یکدیگر فرق دارند وراه اندازی درمانگاه تابع ضوابط و تشریفات خاصی است؛ بنابراین رای وحدت رویه دیوان که ناظر بر خروج مطب های پزشکی از عنوان محل کسب و پیشه یا تجارت، می باشد، درمانگاه ها را شامل نمی شود.
- درخواست فسخ قرارداد اجاره به دلیل انتقال آن به غیردر صورتی که مستاجر حق انتقال به غیر را نداشته باشد، در فرض انتقال مورد اجاره و صلح رسمی سرقفلی به موجب رای داوری حتی اگر اجراییه آن توسط دادگاه صادر شده باشد، دعوی موجر با خواسته فسخ قرارداد اجاره به دلیل انتقال به غیر قابل پذیرش است؛ زیرا انتقال به طریق مذکور قراردادی بوده و انتقال قضایی محسوب نمی شود.
- مصداق تغییر شغل در دعوای تخلیهتغییر شغل از مرغ فروشی به خواربارفروشی، به دلیل تشابه موضوعی هر دو شغل، که فروشگاه های مواد خوراکی هستند، مجوز دعوی تخلیه مورد اجاره تجاری مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 نخواهد بود.
- حدود اعتبار نظر مجری قرارتامین دلیلاگر مجری قرار تامین دلیل، خارج از اختیارات خود و محدوده تامین دلیل(حفظ دلایل)اظهار نظر کند؛ اظهارات وی موجب اقناع تلقی نمی شود و صدور حکم دادگاه بر مبنای آن قسمت از نظر مجری قرار صحیح نیست.
- ارایه اظهارنامه پرداخت اجاره بها در جریان رسیدگی به دعوای تخلیه عین مستاجرهدر دعوی تخلیه به جهت عدم پرداخت اجاره بها که طی سه نوبت اظهارنامه مطالبه شده است، خواهان می بایست اظهارنامه ابلاغ شده راجع به عدم پرداخت اجور به مستاجر را ضمن دادخواست نخستین ابراز کند و درصورتی که اظهارنامه جزء دلایل و مستندات وی نباشد، ابراز متعاقب آن پس از جلسات دادرسی و قبل از صدور رای، منطبق با قانون نبوده و در این خصوص قرار عدم استماع دعوی صادر می شود.
- مصداق تعدی و تفریط در عین مستاجرهچنانچه مجموع اقدامات مستاجر در توسعه فضای داخلی مورد اجاره، تخریب، نوسازی و ایجاد تغییرات اساسی در اصل بنا، جزء ضروریات کارگاه موضوع اجاره بوده و لطمه ای به اساس و استحکام بنا وارد نکرده باشد، اقدامات صورت گرفته تعدی و تفریط نبوده و صرفا جهت استفاده بهینه از محل محسوب می شود و درخواست تخلیه به دلیل مذکور پذیرفته نیست.
- امکان انتقال حق تخلیه از تغییر شغل مستاجروضعیت حقوقی حق فسخ ناشی از تغییر شغل مستاجرحق فسخ و تخلیه عین مستاجره ناشی از تغییر شغل مستاجراز جمله حقوق دینی است؛ بنابراین مالک جدید نمی تواند از حق مزبور استفاده کند مگر مالک سابق حقوق موصوف را به مالک جدید انتقال داده باشد. -تایید شده
- نحوه فسخ قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستاجر 1356درقانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356، صدور حکم فسخ اجاره در ردیف درخواست تخلیه قید شده است؛ بنابراین دادگاه در صورت احراز تخلف مستاجر ضمن صدور حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر خواهد کرد و فسخ عمل حقوقی علیحده ای فرض نمی شود که مستلزم اعمال آن در خارج از دادگاه و تنفیذ آن توسط دادگاه باشد.
- خواهان در دعوی تخلیه عین مستاجره در صورت تعدد مالکین(موجرین) - تعیین مبلغ حق کسب و پیشه و تجارت به تومان1-با توجه به اصل تجزیه ناپذیری منفعت در عین مستاجره، دعوی تخلیه الزاما باید از سوی کلیه مالکین (موجرین) مطرح شود و اقامه آن از ناحیه برخی مالکین، قابل پذیرش نیست. 2-مبلغ حق کسب و پیشه و تجارت باید در حکم دادگاه به واحد رسمی پول در کشور (ریال) مقرر شود و تعیین آن به تومان موجب ایجاد نارسایی در رای است.
- قایم مقامی مالک جدید در تخلیه به دلیل تغییر شغلچنانچه تغییر شغل توسط مستاجر در زمان مالکیت مالک سابق صورت گرفته باشد، حق فسخ قرارداد اجاره و تخلیه عین مستاجره صرفا برای مالک وقت ایجاد می شود؛ بنابراین در صورت عدم اعمال حق فسخ در مدت طولانی توسط وی که دلالت بر رضایت نسبت به تغییر شغل دارد، درخواست تخلیه توسط مالک فعلی به دلیل مذکور قابل پذیرش نبوده و محکوم به بطلان است.
- درخواست تخلیه به علت اخداث بالکندر اجاره های مشمول قانون روابط موجر و مستاجر 1356، اگر حسب نظریه کارشناس، احداث بالکن به شکل نیم طبقه در عین مستاجره، برای استفاده بهتر ازملک تجاری ضرورتی نداشته باشد؛ از مصادیق تعدی مستاجر بوده و مبنای صدور حکم بر فسخ اجاره و تخلیه عین مستاجره است.
نشستهای قضایی مرتبط
۳ مورد- نشست قضایی درباره امکان رسیدگی به یک خواسته به دو سبب مطروحه با آثار حقوقی متفاوتشخص الف دادخواست به طرفیت ب و ج به خواسته صدور حکم به تخلیه یک باب مغازه موضوع اجاره نامه عادی به لحاظ تغییر شغل و انتقال به غیر را مطرح می نماید. اگر خواهان در جلسه اول
- نشست قضایی درباره ضمانت اجرای تخلف مستاجر در تغییر شغل بدون رضایت موجرطبق بند ۷ ماده ۱۴، هرگاه مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد، دادگاه پس از ثابت شدن ادعای موجر، حکم فسخ اجاره و دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می کند و موجر وجهی ب
- نشست قضایی درباره نحوه تخلیه ملکی که بدون اذن موجر به احد از وراث مستاجر انتقال داده شدهمستاجر، ملک مورد اجاره را بدون اذن مالک اولیه به احد از ورثه واگذار، (به صورت اجاره یا انتقال) می کند در این صورت آیا موجر حق فسخ اجاره را وفق قانون روابط موجر و مستاجر ۱