اشخاصی که به موجب نسب ارث میبرند سه طبقهاند:
1) پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد.
2) اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها.
3) اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها.
ماده ۸۶۲ قانون مدنی
قانون مدنی › جلد اول - در اموال › کتاب دوم - در اسباب تملک › قسمت چهارم - در وصایا و ارث › باب دوم - در ارث › فصل اول - در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
نظریات مشورتی مرتبط
۱ موردآرای قضایی مرتبط
۲ مورد- مصادیق پرداخت دیه از بیت المال (ماده 435 قانون م.ا)با عنایت به مراتب فوق الذکر وقوع قتل مرحوم بر اثر جنایت توسط متهم برای دادگاه محرز است و از طرفی متهم پرونده به جهت اجرای حکم قصاص در پرونده دیگر فوت شده است و در تحقیقات صورت گرفته از جانی اموالی بدست نیامده و عاقله ی وی نیز توان و تمکن مالی جهت پرداخت دیه مقتول را نداشتند و مطابق ماده ۴۳۵ قانون مجازات اسلامی در مواقعی که قاتل فوت کند یا فرار کند یا دسترسی به وی ممکن نباشد. در صورتی که از جانی مالی بدست نیاید و عاقله توان پرداخت نداشته باشند در خصوص قتل دیه از بیت المال پرداخت خواهد شد و در غیر قتل دیه بر بیت المال خواهد بود و با توجه به اصل حرمت خون مسلمان و اینکه خون مسلمان نباید به هدر برود؛ لذا دادگاه ضمن پذیرش در خواست اولیای دم مقتول مذکور، مستندا به ماده ۸۵ و تبصره ماده ۳۴۲ قانون ایین دادرسی کیفری و مواد ۴۴۹ و ۴۳۵ و ۵۴۹ و۵۹۳ وبند الف ماده ۷۰۹ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و مواد ۸۶۲ و ۹۰۴ و۹۰۷ از قانون مدنی، حکم به محکومیت صندوق بیت المال به نمایندگی وزارت دادگستری به پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان صادر و اعلام می دارد.
- تجویز ملاقات با نوهاقامه دعوی مبنی بر ملاقات با نوه دارای وجاهت قانونی بوده؛ زیرامحروم کردن طفل از ملاقات با خویشان و اقوام نزدیک وی به بدون عذر موجه خلاف انصاف و عدالت است؛ بنابراین حق ملاقات صرفا مختص ابوین نیست.
نشستهای قضایی مرتبط
۲ مورد- نشست قضایی درباره قایم مقامی نواده ها به عنوان وراث طبقه اول در صورت فوت پدر قبل از جد پدریپدر قبل از جد پدری فوت کرده است. آیا در صورت فوت جد پدری و عدم وجود وراث در طبقه اول، نواده های جد پدری (که پدرشان جزء وراث حین الفوت نیست) به قایم مقامی ارث می برند (موا
- نشست قضایی درباره تقاضای ابطال هبه قدرالسهم موروثی فرد به دیگری پس از ده سالدر سال ۱۳۷۵شخص (الف) قدرالسهم موروثی خود از ماترک متوفی اعم از اموال منقول و غیرمنقول را به شخص (ب) (نوه های پسری) هبه کرده است و بعد از ده سال پشیمان شده و تقاضای ابطال